فرفوريوس شرحي بر رساله در باب موسيقي بطليموس نوشت. پاپوس مسائل مكانيكي مختلف را مورد مطالعه قرار داد؛ محاسبهٴ او از سطح و حجم دوّار به وسيلهٴ روش گرانيگاهي، يكي از بهترين ثمرات رياضيات قديم بود.
6. تاريخ طبيعي رومي، هلنيستي و چيني. نمسيانوس منظومههايي در باب ماهيگيري و شكار سرود. كايليوس نامي، كه احتمالاً مقارن همين ايام برآمد؛ مؤلف رسالهٴ بزرگي است در باب آشپزي و شيرينيپزي رومي، موسوم به شهد؛ اين رساله براي مورخ گياهشناسي خالي از فايده نيست.
قديمترين اشاره به چاي در نوشتهٴ چئن شوي مورخ، متوفي در 297 به دست آمده است.
قديمترين رسالهٴ چيني دربارهٴ گياهان، كه داراي خصوصيت گياهشناسي ناچيزي است، متعلق به آخر اين قرن است. گزارشي از رستنيهاي چين جنوبي، كه قريب 80 گونه در آن توصيف شده، توسط چي هان نوشته شده است.
7. جغرافياي رومي، هلنيستي و چيني. تصنيف سولينوس يكي از عموميترين مآخذ اطلاعات جغرافيايي در قرون وسطي بود. جغرافيايي كه به وسيلهٴ پاپوس رياضيدان بزرگ نوشته شده بود متأسفانه مفقود شده است.
تويو يك شرح مكانشناسي بر بهار و خزان كنفوسيوس نوشت. پئي هسيو اصول اساسي نقشهنگاري چيني را، كه ميتوان گفت با او آغاز شد، تحت قاعده درآورد.
8 . طب چيني. هوانگ فو درباب طب سوزني، يكي از شاخههاي اساسي طب چيني، رسالهاي نوشت. اين رساله مبناي همهٴ آثار بعدي راجع به اين موضوع بوده است. وانگ شو - هو رسالهٴ مهمي دربارهٴ نبض نوشت.
9. تاريخنويسي چيني. هسون هسو محرر اصلي سالنامههاي قديم بامبو بود كه در 281 كشف شد؛ چئن شو تاريخ رسمي سه قلمرو را تحرير كرد (220 - 280).
10. قانون رومي. گريگوريوس سوري قوانين امپراتوري را گرد آورد، كه پس از وي به مجموعه قوانين گريگوري موسوم شد.
11. زبانشناسي چيني و يوناني. سونين لغتنويس چيني، احتمالاً تحت تأثير الفباي هندي، روش تهجي موسوم به فان چيه را ابداع كرد.
تيمايوس واژهنامهٴ آثار افلاطون را تأليف كرد.
12. اشارت نهايي. اگر نظر خود را به زمينههاي علم محض محدود سازيم، اين عصر در وهلهٴ اول با فعاليت عظيم رياضي مشخص ميشود كه ديوفانتوس و پاپوس با نبوغ چشمگير خود سردمدار آن بودند. در وهلهٴ دوم با تفوق بسيار چشمگير چين در زمينههاي ديگر -- گياهشناسي، جغرافيا، طب، تاريخ و زبانشناسي -- مشخص ميگردد. مسلماً اين اول بار بود كه مساعي